زندگی به سبک دقیقه ی نود - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 22:04
فردا باید برای یک سری معلم درباره ی کرامت انسانی حرف بزنم... پاور پوینتم حاضر نیست:))
زالوی واژه خوار سرم - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 22:04
اول ضعیف جثه و بی آژار بود، زالوی واژه خوار را می گویم! حدودا سال پیش بود که سر و کله اش پیدا شد. چندان نگرانم نکرد، در سرم می جنبید و هر از گاهی یکی دو واژه از واژه های مهجور سرم را می بلعید. واژگانی که بی دشواری برایشان جایگزین پیدا می کردم. اما زالوی واژه خوار به همین اکتفا نکرد رژیم غذایی اش را ...
قانون الهی - تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 2:06
اگر بخواهد از من دور بشود، او را خواهم کشت!
سادیسم - تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 2:06
وعده ی آمدن مده غصه ی هجر بس مرا بر سر آن فزون مکن محنت انتظار هم...
خّرّم آن روی که در روی تو باشد همه عمر! - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 2:20
1- بعضی ها هستند که حتی اگر بخواهی هم تو را به هیچ قیمتی تنها نمی گذارند! این می شود، رزق، روزی، نعمت! من از این نعمت ها زیاد دارم... 2- سایه ات از سرمان کم نشود "حضرت یار"! 3- با دو چشمِ مغرورِ مسلط زل زده بود به من! مرگ را می گویم! سر جلسۀ دفاع درست وقتی می خواستم خطابه ام را شروع کنم سر رسید! آمد...
فتح روسیه - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 2:20
آدولف! آخرین بار گفتی که دیگر هیچ تصویری از این نوشته ها در ذهن تو نقش نمی بندد... حق با توست! سخت است عنان زدن به افکار افسار گسیخته! آدولف! اما من به طرز وصف ناپذیری، با پیشانی ای تب کرده ، با قلبی به تپش افتاده، محزون و بی قرار، می خواهم که با "تو" حرف بزنم... صمیمانه، بی محابا، پر شور و گستاخ......
رسوخ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:34
در وهمِ سکوت بارِ جهان، در ازدحام و سردرگمی، میان رنگها، میان سپیدی ها و سیاهی ها، وقتی عشق، بلند و ناواضح، فریاد تک تک مردم این شهر شلوغ بر سر بازارهاست، وقتی من گوشهایم را گرفته ام و سرم را برای عبور از کنار هر چه هست پایین انداختم و رفتم.. و تا ناکجا رفتم. در اتاق خاموش خود، در فرسنگ ها فاصله از ...
آن کیست؟ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:34
آن کیست کز روی کرم با من وفاداری کند؟ در جای بدکاری چون من یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی،آرد به دل پیغام وی وانگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند؟
. - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:34
صلح است میان کفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردی
انار - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 16:26
انار همیشه برایم میوۀ شادی بوده است، هم به خاطر رنگش هم به خاطر هیجان خوردنش هم به خاطر مزه اش. انار همیشه برایم تداعی گر روز های خوش گذشته و روز های خوب آینده است. در رویا های من همیشه و من همسر ایده آلم با هم انار می خوریم ذهنم میوۀ دیگری را متصور نمی شود. هیچ وقت نشده غمگنانه انار بخورم هیچ وقت ن...
لابلای خستگی های زندگی.. - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 16:26
رز قرمز مخملی... همان که می خواستم... گاهی همۀ دنیا در یک شاخه گل جمع می شود... و همۀ عشق، و همه ی تمّنا های آسمانی و زمینی... گاهی همۀ دلخوشی ات می شود یک سلامِ از سر شوق و یک لبخند که از پردۀ قلب صنوبری ات بیرون می آید. گاهی همه چیز می شود تو! گریستن با تو، خندیدن با تو! سکوت کردن با تو و زل زدن ب...
در سرزمین لپی ها - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
خانه ی من گلدان زیاد دارد، خانه ی تو چطور؟ هرجایی که ممکن بوده است گلی و گلدان جای بگیرد غفلت نکرده ایم. خانه ی من شیشه های رنگی دارد، خانه ی تو چطور؟خانه ی من دمنوش بابونه دارد و شب ها بوی عود می دهد، در چای دارچین اضافه می کنیم و مقید هستیم که هیچ وقت نباید چای را تنهایی نوشید...سینی نقره و استکان...
عیان مشو... - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
ای سر به مهر ترین راز جهان! نخواه که بگویمت! راه سینه را بر من تنگ مکن! ای گفتنی ترین سر جهان دامنت را به رنگ کلام آلوده مکن! در سینۀ روشنم بگذار که خاموش نگهت دارم! عیان مشو! عیان مشو! ورنه اگر تاب سرپوشیدگی ات نیست! بر بستر گونه ام روان شو... + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۲۳ساعت 11:52 توسط الی |
برای یادبان - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
عشق بی حادثه نیست! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
هول می شم وقتی تو منو می بوسی...
پیدا شو ای مرهم - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
چشم من از وقتی با عشق تو تر شد...
برای طه - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:06
عزیزِ دل مادر سلام! پسر قشنگم مادرت بی تاب تو شده! دلش برای تو تنگ شده! مادرت دلش می خواهد با تو حرف بزند! از تابستانش برایت بگوید از روز های خستگی از تنش ها و اضطراب هایی که کشید، از پاییزِ در راه... مادرت دلش برای تو تنگ شده پسرک قشنگم! کجایی تا برایت زیر لب آیت الکرسی زمزمه کنم؟ پسرکم کجایی تا بر...
تجربه گرا... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:25
او یک امپایریسیست است! کسی که فقط چیز هایی که خودش تجربه کرده را قبول می کند، با این حال، عزیز دل من است!:) + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ساعت 11:15 توسط الی |
... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:25
یکی از لذت های دنیا این است که صدایت بندازی سرت و قرآن بخوانی حتی اگر قرآن خواندنت مصداق این سخن سعدی علیه الرحمه باشد: گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۰۳ساعت 22:5 توسط الی |
یا آزاد کردن اسیری... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:25
فَکُّ رَقَبَةٍ ﴿١٣﴾ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ ﴿١٤﴾ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ﴿١٥﴾ أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ ﴿١٦﴾ ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ ﴿١٧﴾ 1- وقتی در فراخوان عبور از گردنه نوشتم من می خواهم با قرآن انس بیشتری بگیر